أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

373

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

كه در زمين مالاوه است . چون آب بنشيند ، گل آن موضع را بگيرند و خشك كنند . ( 10 ) . نسخهء الف : و لا يذكرون له عليه بايد خواند و لا يذكرون له علة . نسخهء فارسى : « اهل هند آن را مبارك ندارند و چون معلوم شد كه در جمع با كسى تنكار است او را از جمع خود بيرون كنند و نگذارند كه با ايشان مرافقت كند و سببى بيان نكرده‌اند در شئوم او » . قطعه * 10 در Picture ، 114 درج شده است . ( 11 ) . فى مسائل ثاوفرسطس . 222 . تنّوم 1 اين درختى است كه در خاك نرم مىرويد ، طولش يك ارش ، برگ‌هايش به رنگ غبار و ميوه‌هايش شبيه تخم‌هاى شاهدانه است . الخليل مىگويد : [ تنوم ] گياهى است با ميوه‌هاى ريز شبيه ميوه كرچك و هنگامى كه شكافته مىشود ، تخم‌هايى [ پديدار مىشود ] كه مردم صحرا از آن مىخورند . خورشيد به هرجا متمايل شود ، برگ‌هايش نيز روى خود را به سويش برمىگردانند . 2 مىگويند كه « تنوم » گياهى است كه به‌طور انبوه در دره‌ها مىرويد ؛ برگ‌ها همانند « دينار » ند ، پس از خشك شدن سياه مىشوند و اگر آنها را كه هنوز سبزند با دست بماليم ، دست را سياه مىكنند . شيره‌اش چسب است و با آن تيرها را مىچسبانند . 3 نيز گفته شده است كه [ تنوم ] گياهى است به رنگ غبار ، شترمرغ و آهو از آن مىخورند . برگش از نظر پهنا به برگ انگور مىماند و ميوه‌هايش دست‌ها را سياه مىكند . مىگويند كه اين شاهدانه وحشى است و افشره‌اش پوست را رنگى مىكند . ( 1 ) . اين گياه دقيقا مشخص نشده است . برخىها ( I , Low ، 261 ، ابو حنيفه ، فرهنگ ، 25 ) مىگويند كه اين همان حب السّمنة يعنى شاهدانه . Connabis sativa L . است ( نك . شمارهء 292 ) ؛ برخى ديگر آن را به عنوان آفتاب‌پرست ( Heliotrope ، بيطار ، 432 ) تعريف مىكنند ، و برخى نيز شاهدانهء وحشى ( شهدانج البر ) مىدانند . توصيف مشروح‌تر تنوم را نك . ابو حنيفه ، 132 ، نيز قس . Low , Pf . ، 323 - 324 ؛ Lane ، 319 . ( 2 ) . نسخهء الف : تبقتها بايد خواند تبعها ( نسخهء پ ) ؛ نسخهء فارسى : « هرگاه كه آفتاب خواهد كه ميوه او را دريابد ، برگ او ميان آفتاب و ميوهء خود حايل شود تا ضرر آفتاب به دو لاحق نشود » . ( 3 ) . يغرى بها النّبل ، نسخهء فارسى : « شيره‌اى ( در متن : اين ، بايد خواند آبى ) كه از او حاصل شود ، سريشم است كه به او چيزها بر هم گيرانند چون كاغذ و امثال آن » .